![]() |
![]() |
|
| قاطیه |
|
كلي خاك روي وبم نشسته
بايد يه تكوني بهش بدم اما هنوزم دلم ميخواد همون مطلب پست آخر رو بنويسم آخ كه چقدر دلم گرفته نميدونم چرا روزگار با من اينطوريه چرا روزگار براي من خوش نميشه جرا باور نميشم ولي نه حتما يه حكمتي توش هست شايد بازم دارم امتحان ميشم اين خيلي سخته من نميتونم مگه آدم بدون نفس زنده ميمونه مگه ميشه آدمي بدون قلب زنده بمونه و من تنها ترين تنهاي اين شهرم به ياد قديما · حداقل پنج نفر در اين دنيا تو را دوست دارند. آنقدر که حاضرند به خاطر تو بميرند. · حداقل پانزده نفر در اين دنيا تو را به دلايلي دوست دارند . · تنها دليلي که ممکن است کسي از تو متنفر باشد اين است که مي خواهد مثل تو باشد. · يک لبخند تو مي تواند براي هر کسي خوشبختي بياورد حتي اگر او از تو خوشش نيايد. · هر شب کسي با فکر تو به خواب مي رود. · تو براي يک نفر يک دنيايي. · بدون تو شايد کسي نتواند به زندگي ادامه دهد. · تو فردي بخصوص و بي همتايي اما به روش خودت. · کسي که تو حتي از وجودش بي خبري تو را دوست دارد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/03/09ساعت 19:42 توسط یک مـُرده |
|
|
امشب اشکی خواهد ريخت
امشب قلبی خواهد شکست امشب آسمان آرزوهايم ابريست امشب من تنهايم و تنهايی قسمت من از اين روزگار . . . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/06/09ساعت 20:21 توسط یک مـُرده |
|
|
تا حالا توجه کردی که عروسکها بدون انجام هیچ کاری یا نشان دادن هیچ احساسی همیشه در معرض دوست داشتن هستن.
بدون اینکه به کسی بگن دوستت دارم همه بهشون میگن که دوستشون دارن.بدون اینکه برای تو اشک بریزن تو براشون اشک میریزی.ولی میدونی چقدر سخته که کسی برات اشک بریزه ولی تو حتی نتونی اشکهاشو پاک کنی.میدونی چقدر سخته وقتی کسی بهت میگه عاشقته،ولی تو حتی نمی تونی بهش لبخند بزنی.می دونی چه قدر وحشتناکه که وقتی کسی رو دوست داری ولی نمیتونی بهش بگی. حس خیلی سنگینی داره وقتی از غم و غصه هاش برات می گه ولی حتی نمیتونی یک قطره اشک بریزی. سخت تر از همه وقتیه که یه عروسک دیگه میخره و تورو کنار می ذاره. این تنها وقتیه که عروسک با تمام وجودش آرزو میکنه که ای کاش عروسک نبود.چون مثل همیشه مجبوره اون لبخند مسخره رو به لب داشته باشه و هیچ کس لرزش خفیف لبهاشو نمی بینه.هیچ کس نمیتونه بفهمه تو دل عروسک چه خبره ؟!آخه اون بیچاره هیچ وقت واسه کسی دردودل نکرده...آخه تو زندگیش فقط یاد گرفته لبخند بزنه تا بتونه دل عزیزانش رو شادکنه و اشکهاشو تو دل کوچیکش جمع کرده.آخ که چقدر دلم به حالش می سوزه آخه اون هم درست مثل منه. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/06/09ساعت 20:20 توسط یک مـُرده |
|
|
شما به آنچه که گفته می آید باور می آورید . . . . به ناگفته باور آورید ، زیرا سکوت آدمی به حقیقت نزدیکتر است تا گفته هایش .
من نمی توانستم سخن بگویم ٬ بنا براین ٬ به سکوت پناه بردم ٬ که تنها زبان دل آدمی است . جایگاه انسانیت قلب خاموش اوست ٬ نه زبان وراجش . < جبران خلیل جبران > |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/06/09ساعت 20:20 توسط یک مـُرده |
|
|
اگر بخواهيم ببينيم نظر قرآن درباره خلقت زن و مرد چيست،لازم استبه مساله سرشت زن و مرد-كه در ساير كتب مذهبى نيز مطرح است-توجه كنيم.قرآن نيز در اين موضوع سكوت نكرده است.بايد ببينيم قرآن زن و مرد را يك سرشتى مىداند يا دو سرشتى;يعنى آيا زن و مرد داراى يك طينت و سرشت مىباشند و يا داراى دو طينت و سرشت؟قرآن با كمال صراحت در آيات متعددى مىفرمايد كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظير سرشت مردان آفريدهايم.قرآن درباره آدم اول مىگويد:«همه شما را از يك پدر آفريديم و جفت آن پدر را از جنس خود او قرار داديم»(سوره نساء آيه 1).درباره همه آدميان مىگويد:«خداوند از جنس خود شما براى شما همسر آفريد»(سوره نساء و سوره نحل و سوره روم).
در قرآن از آنچه در بعضى از كتب مذهبى هست كه زن از مايهاى پستتر از مايه مرد آفريده شده و يا اينكه به زن جنبه طفيلى و چپى دادهاند و گرفتهاند كه همسر آدم اول از عضوى از اعضاى طرف چپ او آفريده شده،اثر و خبرى نيست.عليهذا در اسلام نظريه تحقير آميزى نسبتبه زن از لحاظ سرشت و طينت وجود ندارد.
يكى ديگر از نظريات تحقير آميزى كه در گذشته وجود داشته است و در ادبيات جهان آثار نامطلوبى بجا گذاشته است اين است كه زن عنصر گناه است،از وجود زن شر و وسوسه برمىخيزد،زن شيطان كوچك است.مىگويند در هر گناه و جنايتى كه مردان مرتكب شدهاند زنى در آن دخالت داشته است.مىگويند مرد در ذات خود از گناه مبراست و اين زن است كه مرد را به گناه مىكشاند.مىگويند شيطان مستقيما در وجود مرد راه نمىيابد و فقط از طريق زن است كه مردان را مىفريبد;شيطان زن را وسوسه مىكند و زن مرد را.مىگويند آدم اول كه فريب شيطان را خورد و از بهشتسعادت بيرون رانده شد، از طريق زن بود;شيطان حوا را فريفت و حوا آدم را.
قرآن داستان بهشت آدم را مطرح كرده ولى هرگز نگفته كه شيطان يا مار حوا را فريفت و حوا آدم را.قرآن نه حوا را به عنوان مسؤول اصلى معرفى مىكند و نه او را از حساب خارج مىكند.قرآن مىگويد:به آدم گفتيم خودت و همسرت در بهشتسكنى گزينيد و از ميوههاى آن بخوريد.قرآن آنجا كه پاى وسوسه شيطان را به ميان مىكشد ضميرها را به شكل«تثنيه»مىآورد،مىگويد فوسوس لهما الشيطان (1) شيطان آندو را وسوسه كرد فدليهما بغرور (2) شيطان آندو را به فريب راهنمايى كرد و قاسمهما انى لكما لمن الناصحين (3) يعنى شيطان در برابر هر دو سوگند ياد كرد كه جز خير آنها را نمىخواهد.
به اين ترتيب قرآن با يك فكر رايج آن عصر و زمان كه هنوز هم در گوشه و كنار جهان بقايايى دارد،سختبه مبارزه پرداخت و جنس زن را از اين اتهام كه عنصر وسوسه و گناه و شيطان كوچك است مبرا كرد.
يكى ديگر از نظريات تحقيرآميزى كه نسبتبه زن وجود داشته است در ناحيه استعدادهاى روحانى و معنوى زن است;مىگفتند زن به بهشت نمىرود،زن مقامات معنوى و الهى را نمىتواند طى كند،زن نمىتواند به مقام قرب الهى آن طور كه مردان مىرسند برسد.قرآن در آيات فراوانى تصريح كرده است كه پاداش اخروى و قرب الهى به جنسيت مربوط نيست،به ايمان و عمل مربوط است،خواه از طرف زن باشد و يا از طرف مرد. قرآن در كنار هر مرد بزرگ و قديسى از يك زن بزرگ و قديسه ياد مىكند.از همسران آدم و ابراهيم و از مادران موسى و عيسى در نهايت تجليل ياد كرده است.اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانى ناشايسته براى شوهرانشان ذكر مىكند،از زن فرعون نيز به عنوان زن بزرگى كه گرفتار مرد پليدى بوده است غفلت نكرده است.گويى قرآن خواسته است در داستانهاى خود توازن را حفظ كند و قهرمانان داستانها را منحصر به مردان ننمايد.
قرآن درباره مادر موسى مىگويد:ما به مادر موسى وحى فرستاديم كه كودك را شير بده و هنگامى كه بر جان او بيمناك شدى او را به دريا بيفكن و نگران نباش كه ما او را به سوى تو باز پس خواهيم گردانيد.
قرآن درباره مريم،مادر عيسى،مىگويد:كار او به آنجا كشيده شده بود كه در محراب عبادت همواره ملائكه با او سخن مىگفتند و گفت و شنود مىكردند،از غيب براى او روزى مىرسيد،كارش از لحاظ مقامات معنوى آنقدر بالا گرفته بود كه پيغمبر زمانش را در حيرت فرو برده،او را پشتسر گذاشته بود،زكريا در مقابل مريم مات و مبهوت مانده بود.
در تاريخ خود اسلام زنان قديسه و عاليقدر فراوانند.كمتر مردى استبه پايه خديجه برسد،و هيچ مردى جز پيغمبر و على به پايه حضرت زهرا نمىرسد.حضرت زهرا بر فرزندان خود كه امامند و بر پيغمبران غير از خاتم الانبياء برترى دارد.اسلام در سير من الخلق الى الحق يعنى در حركت و مسافرت به سوى خدا هيچ تفاوتى ميان زن و مرد قائل نيست.تفاوتى كه اسلام قائل است در سير من الحق الى الخلق است،در بازگشت از حق به سوى مردم و تحمل مسؤوليت پيغامبرى است كه مرد را براى اين كار مناسبتر دانسته است.
يكى ديگر از نظريات تحقيرآميزى كه نسبتبه زن وجود داشته است،مربوط استبه رياضت جنسى و تقدس تجرد و عزوبت.چنانكه مىدانيم در برخى آيينها رابطه جنسى ذاتا پليد است.به عقيده پيروان آن آيينها تنها كسانى به مقامات معنوى نايل مىگردند كه همه عمر مجرد زيست كرده باشند.يكى از پيشوايان معروف مذهبى جهان مىگويد:«با تيشه بكارت درخت ازدواج را از بن بركنيد».همان پيشوايان ازدواج را فقط از جنبه دفع افسد به فاسد اجازه مىدهند;يعنى مدعى هستند كه چون غالب افراد قادر نيستند با تجرد صبر كنند و اختيار از كفشان ربوده مىشود و گرفتار فحشا مىشوند و با زنان متعددى تماس پيدا مىكنند،پس بهتر است ازدواج كنند تا با بيش از يك زن در تماس نباشند.ريشه افكار رياضت طلبى و طرفدارى از تجرد و عزوبت،بدبينى به جنس زن است;محبت زن را جزء مفاسد بزرگ اخلاقى به حساب مىآورند.
اسلام با اين خرافه سخت نبرد كرد;ازدواج را مقدس و تجرد را پليد شمرد.اسلام دوست داشتن زن را جزء اخلاق انبيا معرفى كرد و گفت:«من اخلاق الانبياء حب النساء».پيغمبر اكرم مىفرمود:من به سه چيز علاقه دارم:بوى خوش،زن،نماز.
برتراند راسل مىگويد:در همه آيينها نوعى بدبينى به علاقه جنسى يافت مىشود مگر در اسلام;اسلام از نظر مصالح اجتماعى حدود و مقرراتى براى اين علاقه وضع كرده اما هرگز آن را پليد نشمرده است.
يكى ديگر از نظريات تحقير آميزى كه درباره زن وجود داشته اين است كه مىگفتهاند زن مقدمه وجود مرد است و براى مرد آفريده شده است.
اسلام هرگز چنين سخنى ندارد.اسلام اصل علت غايى را در كمال صراحتبيان مىكند. اسلام با صراحت كامل مىگويد زمين و آسمان،ابر و باد،گياه و حيوان،همه براى انسان آفريده شدهاند اما هرگز نمىگويد زن براى مرد آفريده شده است.اسلام مىگويد هر يك از زن و مرد براى يكديگر آفريده شدهاند:
هن لباس لكم و انتم لباس لهن (4)
زنان زينت و پوشش شما هستند و شما زينت و پوشش آنها.اگر قرآن زن را مقدمه مرد و آفريده براى مرد مىدانست قهرا در قوانين خود اين جهت را در نظر مىگرفت ولى چون اسلام از نظر تفسير خلقت چنين نظرى ندارد و زن را طفيلى وجود مرد نمىداند،در مقررات خاص خود درباره زن و مرد به اين مطلب نظر نداشته است.
يكى ديگر از نظريات تحقير آميزى كه در گذشته درباره زن وجود داشته اين است كه زن را از نظر مرد يك شر و بلاى اجتناب ناپذير مىدانستهاند.بسيارى از مردان با همه بهرههايى كه از وجود زن مىبردهاند او را تحقير و مايه بدبختى و گرفتارى خود مىدانستهاند.قرآن كريم مخصوصا اين مطلب را تذكر مىدهد كه وجود زن براى مرد خير است،مايه سكونت و آرامش دل اوست.
يكى ديگر از آن نظريات تحقير آميز اين است كه سهم زن را در توليد فرزند بسيار ناچيز مىدانستهاند.اعراب جاهليت و بعضى از ملل ديگر مادر را فقط به منزله ظرفى مىدانستهاند كه نطفه مرد را-كه بذر اصلى فرزند است-در داخل خود نگه مىدارد و رشد مىدهد.در قرآن ضمن آياتى كه مىگويد شما را از مرد و زنى آفريديم و برخى آيات ديگر كه در تفاسير توضيح داده شده است،به اين طرز تفكر خاتمه داده شده است.
از آنچه گفته شد معلوم شد اسلام از نظر فكر فلسفى و از نظر تفسير خلقت،نظر تحقيرآميزى نسبتبه زن نداشته استبلكه آن نظريات را مردود شناخته است.اكنون نوبت اين است كه بدانيم فلسفه عدم تشابه حقوقى زن و مرد چيست.
پىنوشتها:
1. اعراف/ 20.
2. اعراف/ 22.
3. اعراف/ 21.
4. بقره/ 187
كتاب: مجموعه آثار جلد 19 صفحه 131
نويسنده: استاد شهيد مرتضى مطهرى |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/04/10ساعت 17:17 توسط یک مـُرده |
|
|
شوهر نمونه:
تعدادي مرد در رخت كن يك باشگاه گلف هستند
موبايل يكي از آنها زنگ مي زند
مردي گوشي را بر ميدارد و روي اسپيكر مي گذارد و شروع به صحبت مي كند
همه ساكت ميشوند و به گفتگوي او با طرف مقابل گوش مي دهند
مرد: بله بفرماييد
زن: سلام عزيزم منم باشگاه هستي؟
مرد:سلام بله باشگاه هستم
زن: من الان توي فروشگاهم يك كت چرمي خيلي شيك ديدم فقط هزار دلاره ميشه بخرم؟
مرد: آره اگه خيلي خوشت اومده بخر
زن:مي دوني از كنار نمايشگاه ماشين هم كه رد ميشدم ديدم اون مرسدس بنزي كه خيلي دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خيلي دلم ميخواد يكي از اون ها رو داشته باشم
مرد:چنده؟
زن:شصت هزار دلار
مرد:باشه اما با اين قيمتي كه داره بايد مطمئن بشي كه همه چيزش رو به راهه
زن: آخ مرسي يه چيز ديگه هم مونده اون خونه اي كه پارسال ازش خوشم ميومد رو هم واسه فروش گذاشتن 950000 دلاره
مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه ميتوني بخرش
زن: باشه بعدا ميبينمت خيلي دوست دارم.
مرد:خداحافظ
مرد گوشي را قطع ميكند مرد هاي ديگر با تعجب مات و مبهوت به او خيره ميشوند
بعد مرد مي پرسد: اين گوشي مال كيه؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/03/31ساعت 12:8 توسط یک مـُرده |
|
|
یا لطیف
حدیث دیگری از عشق
------------------------
قصه ی آن دختر را می دانی ؟
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنیا تنفر داشت
و فقط یکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود
« اگر روزی قادر به دیدن باشم
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »
***
و چنین شد که آمد آن روزی که یک نفر پیدا شد
که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد
و دختر آسمان را دید و زمین را
رودخانه ها و درختها را
آدمیان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست
***
دلداده به دیدنش آمد
و یاد آورد وعده دیرینش شد :
« بیا و با من عروسی کن
ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »
***
دختر برخود بلرزید
و به زمزمه با خود گفت :
« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »
دلداده اش هم نا بینا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسری با او نیست
***
دلداده رو به دیگر سو کرد
که دختر اشکهایش را نبیند
و در حالی که از او دور می شد
هق هق کنان گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی »
---------------------------------------------------
There was a blind girl who hated herself because of being blind. She hated everyone except her boyfriend. One day the girl said that if she cud only see the world she would marry her boyfriend, one day someone donated their eyes 2 her and then she saw everything including his boyfriend, her boyfriend ask her, "now that you can see, will you marry me?", the girl was shocked when she saw her boyfriend is also blind, and she refuse to marry him. Her boyfriend walks away with tears and said, “Just take care of my eyes dear |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/03/26ساعت 14:8 توسط یک مـُرده |
|
|
مشخصات يه پسر خوب
يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد
يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد"
يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره
يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش
پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون
يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته
يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه
يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده
يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني يا
يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود
يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدوزد
يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند
يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند . ( نکته کنکوري
)يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد
يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند
يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد
يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد
يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد
يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند
يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند
يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد
يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد
يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند
يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد
يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد
يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد
يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند
يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده . . . ![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/03/09ساعت 17:3 توسط یک مـُرده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/01/16ساعت 12:29 توسط یک مـُرده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/12/29ساعت 16:7 توسط یک مـُرده |
|
|
حال من بد نيست غم کم می خورم
کم که نه! هر روز کم کم می خورم آب می خواهم، سرابم می دهند عشق می ورزم عذابم می دهند خود نمی دانم کجا رفتم به خواب از چه بيدارم نکردی؟ آفتاب!!!! خنجری بر قلب بيمارم زدند بی گناهی بودم و دارم زدند دشنه ای نامرد بر پشتم نشست از غم نامردمی پشتم شکست سنگ را بستند و سگ آزاد شد يک شبه بيداد آمد داد شد عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام تيشه زد بر ريشه ی انديشه ام عشق اگر اينست مرتد می شوم خوب اگر اينست من بد می شوم بس کن ای دل نابسامانی بس است کافرم! ديگر مسلمانی بس است در ميان خلق سر در گم شدم عاقبت آلوده ی مردم شدم بعد از اين بابی کسی خو می کنم هر چه در دل داشتم رو می کنم نيستم از مردم خنجر بدست بت پرستم، بت پرستم، بت پرست بت پرستم،بت پرستی کار ماست چشم مستی تحفه ی بازار ماست درد می بارد چو لب تر می کنم طالعم شوم است باور می کنم من که با دريا تلاطم کرده ام راه دريا را چرا گم کرده ام؟؟؟ قفل غم بر درب سلولم مزن! من خودم خوشباورم گولم مزن! من نمی گويم که خاموشم مکن من نمی گويم فراموشم مکن من نمي گويم که با من يار باش من نمی گويم مرا غم خوار باش من نمی گويم،دگر گفتن بس است گفتن اما هيچ نشنفتن بس است روزگارت باد شيرين! شاد باش دست کم يک شب تو هم فرهاد باش آه! در شهر شما ياری نبود قصه هايم را خريداری نبود!!! وای! رسم شهرتان بيداد بود شهرتان از خون ما آباد بود از درو ديوارتان خون می چکد خون من،فرهاد،مجنون می چکد خسته ام از قصه های شوم تان خسته از همدردی مسموم تان اينهمه خنجر دل کس خون نشد اين همه ليلی،کسی مجنون نشد آسمان خالی شد از فريادتان بيستون در حسرت فرهادتان کوه کندن گر نباشد پيشه ام بويی از فرهاد دارد تيشه ام عشق از من دورو پايم لنگ بود قيمتش بسيار و دستم تنگ بود گر نرفتم هر دو پايم خسته بود تيشه گر افتاد دستم بسته بود هيچ کس دست مرا وا کرد؟ نه! فکر دست تنگ مارا کرد؟ نه! هيچ کس از حال ما پرسيد؟ نه! هيچ کس اندوه مارا ديد؟ نه! هيچ کس اشکی برای ما نريخت هر که با ما بود از ما می گريخت چند روزی هست حالم ديدنیست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روی زمين زل می زنم گاه بر حافظ تفاءل می زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: "ما زياران چشم ياری داشتيم خود غلط بود آنچه می پنداشتيم" |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/12/15ساعت 11:22 توسط یک مـُرده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1384/12/07ساعت 11:46 توسط یک مـُرده |
|
|
در رفتن جان از بدن
گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/10/26ساعت 13:11 توسط یک مـُرده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1384/10/11ساعت 12:43 توسط یک مـُرده |
|
|
بد نيست اگر کمی به هم فکر کنيم در همهمه شادی به غم فکر کنيم بد نيست اگر خانه ما سيمانيست به خشت و گل و نفوذ نم فکر کنيم هر وقت ززيادمان دلی ميشکند بد نيست که يک لحظه به کم فکر کنيم من عاشق و تو هر که در اين عصر غريب بد نيست اگر کمی به هم فکر کنيم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1384/10/11ساعت 12:36 توسط یک مـُرده |
|
|
يا ایـــها المــعشوق , بعد از السلام و الاحوال پرســی انـا
امیـدوارم که مزاجک عين الصحت و السلامت بوده باشد .
و اگر انـــت از احـوال انا خواســته باشـی لاملال لنا سوای
فراقــک , کـــه ان هم انشــــــا الله تعالی فی همـــين ايام
ديدارنا و مرادنا حاصلوننـا . باری يا ايها العزيز انا فــی آتش
ا لعـشق کمثـل الماهيتابه میـــسوزم! و جلز و ولزنا درآمده.
فی کـــل شبها که انا ســرم را علی المتــــــــکا ميگذارم ,
اشــــــــــــــــــکنا کمثل الرودخـــــانه جاريه" علی البـــستر
و آه سوزاننی بســـــــــــــــوی آسـمان صعودن !
الهی انا قربـــــــــان انت بروم . انا قسم ميخورم بجاننی و
بجانک که فی کـــل شبها ابدا" خواب فـــــــــــی چشماننا
لا داخـــــلون و اغـــلب الی صبح بیــــدارون و گریـــــه زارون فی هجرک .
انا قربان چــــشم و ابرويت بروم و جـــــــــان ناقابل الحقــير فدای بدن ابيضت بشود !
بـخدا رنگم من هجرانک کمـــــثل الزردچوبه اصفر شــــــده
و قلبنــــــا کمثل الآلبالـــو احمر گرديده .
" آه ... آه ياويلنا کــه هــــــــــــر نصفه شب بيادکم يوقوقو ! يعنـــی وق وق !
میـکنم و هرچه نامه جات العاشقانه بسوی انت ارسالون
هيچ لاجـــوابون گويا انا را آدم لا حسابون !!! "
به جان انت که از جان الحقير عزيزتر است قلبنا فی فراقک
مـــجروح و لباب قلبنا بروی انت مفتوح !
انا نميدانم که چرا از من فرارون ! در صورتی کـــــــه انا من
العشـقک بيقرارون گويا لارحم فی قلبک !!!
انــــــــــــــا هستم واحد(اون) جوان(اون) الباسواد و صاحب
المعلومات الکثيره . بــا تــــــــــمام اين احوال حاضرم حلقه
العبوديت و الچاکری ترا فی الگوشم آويزاننا!
رحـــــم .... ارحم ! يعنی رحم کن نگذار من(men) جفائک
خودم را با اربـــع نـخود ترياک يقتلون !!!
انا دیـــــگر طاقت الفراغ ندارم و به وصالک مشتـاقون ولـی
خداوند به قدر مثقال ذره وفا فی وجودک لا آفريده !!!
انــــــــــــــا تا ثلاث ماه ديگر مرتبا" فی هر هفته واحد نامة
العاشقانة بـرای انـت مينويسم ! تا بحال زارنا متــــفکرون
و چنانچه باز هم بر درد دلـم لا يرسون آنــقدر اشکنا مـــن
الچشمنا سرازیرون تا جـــــــــــان آفرين تسليمون !!!
آنکه من الفراقک زردا" و لاغرون
الجوان الضعيف الخفيف الکثيف ! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1384/10/11ساعت 11:54 توسط یک مـُرده |
|
|
دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند. دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود. دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند. دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد. دوست معمولي يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد. دوست واقعي زودتر به کمک تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز کردن ميماند. دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود. دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟ دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند. دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند. دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکندو منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني. دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند. دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود. دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود. دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1384/10/04ساعت 14:41 توسط یک مـُرده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/09/28ساعت 16:10 توسط یک مـُرده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1384/09/23ساعت 19:27 توسط یک مـُرده |
|
|
********************* هرگز از بي کسي خويش مرنج هرگز از دوري اين راه مگو و از اين فاصله ها که ميان من و توست و هر آنگه که دلت تنگ من است بهترين شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار تا که تنهاييت از ديدن من جا بخورد و بداند که دل من با توست ... و همين نزديکي است ********************* |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1384/09/23ساعت 19:1 توسط یک مـُرده |
|
|
دلم گرفته است دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم چراغ های رابطه،تاریکند چراغ های رابطه،تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1384/09/23ساعت 18:18 توسط یک مـُرده |
|
|
فيله خوابيده بود چند تا مورچه ميرن رو گردن فيله ميشينن .
فيله بيدار ميشه خودشو تكون ميده مورچه ها ميفتن فقط يه دونه باقي ميمونه ... مورچه هایي كه افتاده بودن دست ميزنن و ميگن : خفش كن خفش كن ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1384/09/23ساعت 18:2 توسط یک مـُرده |
|
|
در يك مجلس خواستگاري پس از نيم ساعت سكوت .... مادر داماد : يه بسته كبريت لطف كنيد خانواده عروس : كبريت ؟ كبريت براي چي ؟ مادر داماد : هيچي پسرم مي خواد سيگار بكشه خانواده عروس : آقا داماد سیگار میکشن ؟ مادر داماد : سيگاري كه نیست ... عادت داره هروقت مشروب میخوره ، بعدش یه سیگار میکشه خانواده عروس : پس آقا داماد مشروب خور هم هستن ؟ مادر داماد :مشروب خور که نه . . . پسرم هر وقت قماربازي می کنه برای اینکه یادش بره مشروب می خوره . . . خانواده عروس : پس قمار هم بازي مي كنه ؟ مادر داماد : آره از دوستاش تو زندان ياد گرفته . . . خانواده عروس : زندان هم رفته ؟ مادر داماد : زندان كه نه ... يه كم دستش كج بود ٬ زنش لوش داد ... بردنش زندان . . . خانواده عروس : زنش !!!!!!!!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1384/09/23ساعت 18:0 توسط یک مـُرده |
|
|
این هم یه برنامه برای بالا بردن امنیت برخی فایل ها و پوشه ها و محدود کردن دسترسی بقیه ی کاربرها به فایل های بر روی سیستم.
۱۰.۵ مگابایت سریال : |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/08/23ساعت 15:3 توسط یک مـُرده |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/08/23ساعت 14:50 توسط یک مـُرده |
|
|
با این برنامه ی بسیار جالب و پر کاربرد می توانید گوشیهای موبایل خود را به یک وب کم کامل تبدیل کنید تنها نیاز این برنامه یک دستگاه بلوتوث USB روی کامپیوتر بوده و برای نصب برنامه لازم است یک فایل ار کامپیوتر با همان بلوتوث به گوشی شما فرستاده و نصب گردد... بعد از نصب لازم است کام پورت برنامه PC را روی کام پورت بلوتوث قرار دهید... تنها مشکل این برنامه نسخه ی تریال بودن آن است که ۳۰ روزه بوده ...و تا کنون کرک یا سریالی برایش یافت نشده.. اما بنده در قسمت نظرات روشی معرفی کرده ام که می توانید تا هر وقت دلتان خواست از آن استفاده کنید... این برنامه براحتی با Yahoo! Messenger و MSN Messenger و امثالش کار کرده و شما می توانید کیفیت تصویرتان را نیز تغییر دهید... سرعت کار نیز بسیار مناسب است... لیست گوشیهای تحت ساپورت: حجم کل: تقریبا 2.5 مگابایت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/08/23ساعت 14:43 توسط یک مـُرده |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/08/23ساعت 14:42 توسط یک مـُرده |
|
|
حتما تا به حال برای شما این اتفاق افتاده که فایلی رو از سیستمتون به اشتباه پاک کرده باشید و از خودتون پرسیده باشید ای کاش برنامه ای بود که میشد اون رو بر گردونید . خوب برنامه های مختلفی در این مورد وجود داره که من یکی از اون ها رو برای شما گذاشتم
این نرم افزار حتی قابلیت بر گرداندن عکس های پاک شده در دوربین های دیجیتال را داراست . ۱.۳۴ مگابایت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/08/23ساعت 14:33 توسط یک مـُرده |
|
|
Yahoo Administrator booter v4.0
خوب تو قسمت زیر login باید ID وPassword ی که می خواین باهاش بوت کنید رو وارد کنید(یکی از آی دی هایی که با هاش کار نمی کنید).بعد Login رو بزنید.بعد که لوگین شدید تو قسمت Status آی دی یه فردی رو که می خواین بوت کنید وارد کنید.بعد اگه Silent رو بزنید طرف بدون این که چیزی از شما دریافت کنه DC میشه از یاهو.اگه Buzz رو بزنید با دریافت PM باز DC میشه و همین طور اگه PM رو بزنید با یک PM از طرف شما DC میشه و ..... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/08/23ساعت 14:6 توسط یک مـُرده |
|
|
امروز براتون چند ترفند در یاهو مسنجر گذاشتم خدایی این آخرشه
----------------------------------------------------------
background براي ياهو مسنجر كارهايي كه گفته ميشه رو به ترتيب انجام بدين تا بتونيد از هر عكسي در ياهو مسنجر در پشت ليست دوستاتون استفاده كنيد. عكسي رو كه ميخواهيد استفاده كنيد به فرمت BMP در بياريد. نكته: سعي كنيد عكسيرو كه در ابتداي كار انتخاب ميكنيد زياد تيره نباشه چون نميتونيد اسم دوستاتونو به خوبي ببينيد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/08/23ساعت 12:43 توسط یک مـُرده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| --------- |
|
| پيوندها |
|
سکوت باران بغض ترانه کیکر دل ساده |